تبليغاتX
همایش شاهنامه خوانی بختیاری در روستای سی میلی- مسجد سلیمان

  به وب لاگ دوستان زمین خوش آمدید

آخرين به روز رساني

هفتم خرداد 88


سلامی به گرمای آفتاب ************
خیلی خوش آمدید
WELCOM

  به وب لاگ دوستان زمین خوش آمدید

دوستان زمین

صفحه فرهنگ ، طبیعت و گردشگری

گزارش ليبراسيون از سرنوشت محمد بهراميان

خودکشي يک مجسمه ساز ايراني

مترجم: علي جواهرفروش

آتش نشانان تازه از راه رسيده اند. هرچه سريع تر آماده مي شوند که تشک را باد کرده تا از شدت سقوط او بکاهند. يک مرد 64 ساله، در چارچوب پنجره يک ساختمان 5 طبقه در پاريس شماره 49 خيابان اتين مارسل قصد خودکشي دارد.

حدود نيم ساعت است که اين شخص نااميدانه به مردم مي گويد که خود را پرت خواهد کرد و همچنين از آنها مي خواهد که به مطبوعات و دوستانش خبر دهند. ولي آتش نشانان فرصت باد کردن تشک را پيدا نکردند. او حدود ساعت 4 بعداز ظهر يک دوشنبه زمستاني در برابر ديدگان وحشت زده کارکنان "انجمن موزه هاي ملي فرانسه" خود را به پايين انداخت.

کمي بعد دليل خودکشي او در ليبراسيون منتشر گرديد: "آقاي محمد بهراميان، استاد قالب ساز در مجسمه سازي در تاريخ 23 ژانويه 2006 در محل انجمن موزه هاي ملي فرانسه به زندگي خود خاتمه داد. او در سال 1989 به لطف توانايي و استعدادهاي درخشان خود در زمينه مجسمه سازي، زيبايي شناسي و قالب گيري به اين انجمن وارد شده و درطي اين مدت بي وقفه جهت حفظ ميراث فرهنگي کوشيده بود."

همه در انجمن متعجبند و برخي دليل مرگ او را مسايل شخصي مي دانند. دراطراف بهرام [آن طور که دوستانش او را مي ناميدند] همه معتقدند که اين مسأله بايد به اطلاع عموم مردم برسد و همه در يک نکته متفق القولند: اين پناهنده سياسي ديد وسيعي نسبت به فرانسه، فرهنگ آن و موزه هاي آن داشت.

فوق ليسانس زيبايي شناسي

بهراميان به عنوان قالب ساز مجسمه و ترميم کننده آثار و شاهکار هاي مجسمه سازي در يکي از کارگاه هاي انجمن موزه هاي ملي کار مي کرد. اين فارغ التحصيل رشته هنرهاي زيبا از تهران، اين کار را با صرف وقت و ظرافت بسيار انجام مي داد. وي پس از ادامه تحصيل در دانشگاه سوربن و اخذ مدرک فوق ليسانس در رشته زيبايي شناسي، بسيار تواناتر از گذشته ظاهر شده و با عشق و علاقه خاصي، حتي در اوقات فراغت خود، قالب مجسمه هاي بسيار زيبايي را ساخته بود. در يک کلام، محمد بهراميان خيلي سريع به يکي از الگوهاي اين حرفه تبديل شد، به طوري که اين مسأله درنظر مافوق هاي او آنچنان خوشايند نبود. درحقيقت مي توان گفت که اين هنرمند هيچ گاه به آنچه لياقتش را داشت، دست پيدا نکرد.

وي از سال 1991، هميشه از اين که به او هيچ بهايي داده نمي شود، گلايه مي کرد. رابطه او با رييس کارگاه بسيار کدر شده بود. در سال 2000 طبق آيين نامه جديد، عنوان او از "استاد قالب ساز" به "قالب ساز واجد شرايط" تغيير کرد، درحالي که بهرام مايل بود تا او را به عنوان "مشاور فني و هنري" بشناسند. اين درواقع قطره اي بود که باعث لبريز شدن جام بغض او شد.

بهراميان ازسال 1984 به عنوان يک پناهنده سياسي، بدون فرزند و بدون همسر، با اين سرزمين که او را درخود پذيرفته بود، ارتباط پيچيده اي پيدا کرده بود. ارتباطي مملو از حسي غريب، حسي توأم با احساس زيردستي و حسي مملو از شوق شناخته شدن و خود را شناساندن، مانند تمامي آنهايي که در مکاني جديد سکني مي گزينند. او در شناساندن خود موفق بود، حال آن که "شناخته شدن" به او خست نشان داد و او را نپذيرفت. بدتر آن که از يکي از اختراعات بهراميان [پازل سه بعدي براي نابينايان] بدون اطلاع او بهره برداري شد. در ژوئن 2001 روحيه اش به هم ريخت و مشکل خود را در شوراي کارگران و کارفرمايان مطرح کرد. کمي بعد به دليل افسردگي، او را از کار برکنار کردند و پس از آن ديگر نتوانست کار خود را ازسرگيرد.

ولي مبارزه او کماکان ادامه داشت: وي از انجمن موزه هاي ملي خواست تا درخصوص سوءاستفاده از اختراعش و عذاب هايي که در اين رابطه متحمل شده، تحقيقاتي به عمل آورند. وي در ژانويه 2003 طي مراسمي در محل اين انجمن، تهديد به خودکشي کرد.

تابستان سال بعد، نور اميدي به زندگي اش تابيد: مديريت طي نامه اي اين حقيقت را پذيرفته بود که مي بايست در گذشته با او بهتر رفتار مي شد و همچنين توانايي هاي فني و حرفه اي او بيشتر و بهتر شناخته مي شد، ولي اين نامه به جاي پيشنهاد شروع کار بهرام، از او خواسته بود تا گزارش کاملي پيرامون فنون قالب سازي و ريزه کاري هاي قالب گيري تنظيم نمايد. بهرام بار ديگر در اندوه خود غرق شد.

نيکلاس مونکو، دبير بخش فرهنگي کنفدراسيون کل کارگران فرانسه نيز يکي از آخرين هشدارهاي بهرام را دريافت کرده بود. وي به عنوان يکي از شاهدين مرگ بهرام، پس از دريافت اين نامه با عجله خود را به محل انجمن موزه هاي ملي رسانده بود. وي مي گويد: "از ماه اوت به بعد، حالش واقعاً بد شده بود. ما به وزارت مربوطه نامه نوشتيم تا توجه آنها را به مشکل او جلب کنيم. حالت او در پرونده هاي شخصي يک استثناء بود که مي بايست خيلي زود به آن رسيدگي مي شد." وزارت نيز نامه را به انجمن موزه هاي ملي ارجاع داد و آنها هم گفتند که به رابطه تنگاتنگي که او در گذشته با انجمن داشته ارج مي نهند، ولي بهترين کار اين است که رنج هاي او به مرور زمان و به حال خود ترميم شوند.

بهرام تا دو ماه ديگر بازنشست مي شد. دوستان و نزديکانش انجمني تأسيس کرده اند تا ياد و خاطره او را زنده نگاه داشته و از منافع اخلاقي و مادي او و اشخاصي که از اين منافع ذينفع هستند [يک خواهر و يک برادر در ايران]، دفاع کنند. اقداماتي که وي در شوراي کارگران و کارفرمايان مطرح کرده بود، دنبال خواهند شد و روز يک شنبه 26 فوريه مراسمي در اين رابطه برگزار مي گردد. کليه پرسنل انجمن موزه هاي ملي شوکه شده اند.

مرگ او همکارانش را به فکر فرو برد، فکري که شايد در آينده بتواند کيفيت کار آنها را تغيير دهد.

 منبع: ليبراسيون، 25 فوريه 2006

مراسم يادبود محمدحسين بهراميان، مجسمه ساز فقيد ايراني كه سوم بهمن‌ماه سال جاري در كشور فرانسه بدرود حيات گفت، ساعت 4 بعدازظهر روز دوشنبه پانزده اسفندماه در تالار ناصري خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار مي‌شود. بهراميان براي اولين بار مجموعه‌اي از‌ پازل‌هاي سه بعدي دراشكال كره زمين، اهرام ثلاثه، وزنه هخامنشي و...‌ خلق كرده بود كه مدال طلاي جشنواره «اختراعات نو» كشور سوييس در سال 1999 را براي او به ارمغان آورد. بهراميان سرانجام در روز دوشنبه سوم بهمن ماه ۸۴ دنيا را ترك كرد. یادش گرامی
يادي از حسين بهراميان

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت   توسط دوستان  |